<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
<channel>
<title>وب سایت اختصاصی گروه وندا کلیک</title>
<link>http://www.vandaclick.com/</link>
<language>ru</language>
<description>وب سایت اختصاصی گروه وندا کلیک</description>
<generator>DataLife Engine</generator><item>
<title>12 راز زنانی که شوهرشان عاشقشان است</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.vandaclick.com/readable/1293-12-راز-زنانی-که-شوهرشان-عاشقشان-است.html</guid>
<link>http://www.vandaclick.com/readable/1293-12-راز-زنانی-که-شوهرشان-عاشقشان-است.html</link>
<description><![CDATA[<p>12 راز زنانی که شوهرشان عاشقشان است</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>توصيه&zwnj;هايي براي خانم&zwnj;هايي كه دلشان براي &laquo;دوستت دارم&raquo; شنيدن از همسرشان تنگ شده</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ممكن است شما هم مثل خيلي&zwnj;هاي ديگر فكر كنيد مرد&zwnj;ها دوست ندارند احساسات&zwnj;شان را به اشتراك بگذارند. اغلب ما گمان مي&zwnj;كنيم كه آن&zwnj;ها ذاتا همين&zwnj;طور هستند و با چنين شخصيتي به دنيا آمده&zwnj;اند و به همين دليل هيچ كاري براي تغيير اين جنبه از شخصيت&zwnj;شان نمي&zwnj;توانيم بكنيم اما كمي بيشتر به اين موضوع فكر كنيد. شايد دليل اين&zwnj;كه شما و همسرتان نمي&zwnj;توانيد در مورد احساسات با هم حرف بزنيد شخصيت او نباشد بلكه باور&zwnj;هاي نادرست شما چنين فاصله&zwnj;اي را ميان&zwnj;تان ايجاد كرده است. تا زماني كه شما فكر مي&zwnj;كنيد صحبت كردن از احساسات براي يك مرد، يك مشكل بزرگ است، قطعا نمي&zwnj;توانيد آن&zwnj;طور كه بايد به او نزديك شويد و با نفوذ&zwnj;كردن در احساساتش حرف دلش را هم بشنويد. مرد&zwnj;ها هم در مورد احساسات&zwnj;شان حرف مي&zwnj;زنند و هم با زبان بي&zwnj;زباني آن را به ما نشان مي&zwnj;دهند. فقط كافي است، زبان&zwnj;شان را بشناسيد تا حرف دل&zwnj;شان را بفهميد. به اين 12 توصيه عمل كنيد. نتيجه&zwnj;اش را خيلي زود خواهيد ديد.<br /><br /><br />مرد&zwnj;ها فکر می&zwnj;کنند اگر بعضی مشکلات را با همسرشان درمیان نگذارند و یک&zwnj;تنه آن&zwnj;را حل کنند، مردانگی&zwnj;شان بیشتر می&zwnj;شود. آن&zwnj;ها دوست دارند گاهی ژان&zwnj;والژان زندگی شما باشند. برای حل یک مشکل بزرگ دیر به خانه بیایند و به شما بگویند که سر کار بوده&zwnj;اند<br /><br /><br />زن زندگي باشيد تا حسش را به شما بگويد<br /><br />حالا مي&zwnj;خواهيم يك راز بزرگ را برايتان فاش كنيم. مرد&zwnj;ها نه دوست دارند خيلي&zwnj;خيلي رمانتيك و احساساتي باشند و نه اين&zwnj;كه احساسات&zwnj;شان را كاملا پنهان و سركوب كنند. يك مرد براي اين&zwnj;كه از احساساتش حرف بزند، بايد در مقابل همسرش احساس امنيت كند. او بايد فكر كند، احساساتش براي شما ملموس و قابل&zwnj;پذيرش است و بدون اين&zwnj;كه در موردشان قضاوت كنيد آن&zwnj;ها را مي&zwnj;شنويد. در بسياري مواقع مرد&zwnj;ها فكر مي&zwnj;كنند، با همسرشان زبان مشتركي ندارند و حرف زدن از احساسات&zwnj;شان به قيمت يك سوء تفاهم بزرگ تمام مي&zwnj;شود. به&zwnj;همين دليل آن&zwnj;ها تا نشانه&zwnj;هاي درست نبودن اين موضوع را در شما و زندگيشان نبينند، از آنچه درونشان مي&zwnj;گذرد حرف نمي&zwnj;زنند.<br /><br /><br />يادتان نرود كه مرد&zwnj;ها از قضاوت شدن متنفرند و از اين&zwnj;كه احساساتي كه به زبان مي&zwnj;آورند بعد&zwnj;ها به&zwnj;عنوان يك مدرك جرم عليه&zwnj;شان استفاده شود، مي&zwnj;ترسند. آن&zwnj;ها فكر مي&zwnj;كنند، يك حرف ساده مي&zwnj;تواند روز&zwnj;ها در ذهن شما پرورش پيدا كند و زندگي را از اين&zwnj;كه هست سخت&zwnj;تر كند.<br /><br /><br />صادقانه بشنويد<br /><br />به همين دليلي كه گفتيم، ممكن است شما احساسات خصمانه&zwnj;تان را پنهان كنيد و در لحظه&zwnj;اي كه او از احساساتش حرف مي&zwnj;زند وانمود كنيد كه دركش مي&zwnj;كنيد و همه چيز برايتان قابل پذيرش است اما بايد بدانيد كه اين بدترين راه است.<br /><br />اگر او بفهمد كه همدردي شما صادقانه نيست و قضاوت ديگري روي حرف&zwnj;هاي او داريد اما نشان نمي&zwnj;دهيد، قطعا از آن به بعد روي احساساتش سرپوش خواهد گذاشت. او اين نقاب دروغين را روي صورت شما تشخيص خواهد داد و به محض ديدنش از شما فاصله خواهد گرفت. به جاي اين كار، اجازه بدهيد كه او حتي آسيب&zwnj;پذيريتان را ببيند و به جايش نوعي حس اعتماد را در شما تشخيص دهد. خب، حالا حتما اين سوال برايتان پيش مي&zwnj;آيد كه اگر احساساتي مثل سردرگمي، عصبانيت يا ناامني در شما ظاهر شد باز هم بايد آن&zwnj;ها را نشان دهيد يا نه. در مرحله بعد جواب اين سوال&zwnj;تان را خواهيد گرفت.<br /><br /><br />پرونده&zwnj;سازي&zwnj; نكنيد<br /><br />اگر همسرتان فكر كند كه نشان دادن احساساتش مي&zwnj;تواند شروع يك جنگ خانگي باشد، قطعا روي آن&zwnj;ها سرپوش خواهد گذاشت. يادتان نرود كه مرد&zwnj;ها از قضاوت شدن متنفرند و از اين&zwnj;كه احساساتي كه به زبان مي&zwnj;آورند بعد&zwnj;ها به&zwnj;عنوان يك مدرك جرم عليه&zwnj;شان استفاده شود مي&zwnj;ترسند. آن&zwnj;ها فكر مي&zwnj;كنند، يك حرف ساده مي&zwnj;تواند روز&zwnj;ها در ذهن شما پرورش پيدا كند و زندگي را از اين&zwnj;كه هست سخت&zwnj;تر كند. به همين دليل ترجيح مي&zwnj;دهند، ترس&zwnj;هاي&zwnj;شان از روزهاي سخت زندگي، مشكلات مالي، مسائل كاري و حتي اختلافات&zwnj;شان با شما را براي يك فرد كاملا غريبه شرح دهند تا اين&zwnj;كه با گفتن&zwnj;شان براي شما فاصله ميان&zwnj;تان را بيشتر كنند.<br /><br /><br />رفتارهايش را تحليل كنيد<br /><br />مرد&zwnj;ها ترجيح مي&zwnj;دهند، احساسات&zwnj;شان را از طريق حركات و رفتار&zwnj;هاي&zwnj;شان به شما نشان بدهند، نه اين&zwnj;كه بگوييم هيچ&zwnj;وقت از زبان يك مرد &laquo;دوستت دارم&zwnj;&raquo; را نمي&zwnj;تواني بشنوي اما اگر فكر مي&zwnj;كنيد او قرار است هر روز با يك دسته گل به خانه بياييد و بعد از سلام اين جمله را بگويد در اشتباهيد. اگر همسرتان عاشق&zwnj;تان باشد، در بيشتر شدن تلاش و انگيزه&zwnj;اش براي پيشرفت، حمايت كردن و مراقبت از شما و ميلش براي تفريح از شيوه&zwnj;هاي شما و بودن با آدم&zwnj;هاي مورد علاقه&zwnj;تان نشان داده خواهد شد. عشق از نظر يك مرد يعني تلاش بيشتر براي ساختن يك زندگي آرام&zwnj;تر؛ زندگي&zwnj;اي كه در آن همسرش بتواند بدون دغدغه و با آرامش در كنارش بماند. پس اگر او در كارش پيشرفت مي&zwnj;كند، اگر سعي مي&zwnj;كند كه عادت&zwnj;هايي كه شما دوست نداريد را كنار بگذارد، &zwnj;اگر به فكر پس&zwnj;انداز يا خريد خانه&zwnj;اي بهتر است يا اين&zwnj;كه براي مسافرت 2 نفره&zwnj;تان بدون اصرار شما و خودخواسته برنامه&zwnj;ريزي مي&zwnj;كند... پس يعني به زبان بي&zwnj;زباني مي&zwnj;گويد كه دوست&zwnj;تان دارد.<br /><br /><br />به او حس امنيت دهيد<br /><br />شما دوست داريد كه در لحظه&zwnj;اي كه سكوت كرده&zwnj;ايد و در لاك خودتان فرو رفته&zwnj;ايد، &zwnj;همسرتان كنارتان بنشيند و در مورد حسي كه در اين لحظه داريد با شما حرف بزند. حتي دوست داريد بپرسد كه چرا در روزهاي گذشته آرام بوده&zwnj;ايد و چه چيزي شما را آزار مي&zwnj;دهد. اين جرقه كافي است تا شما از تمامي احساساتي كه در اين ماه&zwnj;ها به شما هجوم آورده&zwnj;اند صحبت كنيد و ذهن&zwnj;تان را آرام كنيد اما در مورد مرد&zwnj;ها اين&zwnj;طور نيست. آن&zwnj;ها مثل شما نمي&zwnj;توانند در اتوبوس، مترو و شهربازي و حتي مراكز خريد از حس&zwnj;شان حرف بزنند. آن&zwnj;ها يك مكان امن مي&zwnj;خواهند و يك زمان مناسب. مرد&zwnj;ها دوست ندارند كه مدام در مورد حس&zwnj;شان پرس&zwnj;وجو كنيد. فقط دوست دارند كه شرايطي امن را فراهم كنيد تا خودشان اين واقعيت&zwnj;هاي دروني را بيرون بريزند.<br /><br /><br /><br />احساسات&zwnj;تان را بدون مقصر دانستن او نشان دهيد<br /><br />شما اجازه داريد كه احساسات&zwnj;تان را نشان دهيد اما واكنش&zwnj;هاي خشمگينانه يا سرزنش را نه! حتي نبايد براي به اشتراك گذاشتن حس دروني&zwnj;تان به او بگوييد كه بايد يك&zwnj;تنه اوضاع را تغيير دهد و در غير اين صورت عواقب اين كار رامي&zwnj;بينيد. پس اگر حتي يك&zwnj;بار ديگر خواستيد به او بگوييد كه چه بكند و چه نكند، حتما خودتان را متوقف كنيد و جلوي بيان كردن چنين جملاتي را بگيريد.<br /><br />براي اين&zwnj;كه از پس اين مرحله بر&zwnj;بياييد بايد احساسات خودتان را بشناسيد. ترس، خشم، ناامني و حتي خستگي مي&zwnj;تواند باعث بروز واكنش&zwnj;هاي كنترل نشده&zwnj;اي شود اما اگر شما روي بدن و ذهن&zwnj;تان كنترل داشته باشيد، مي&zwnj;توانيد بدون نشان دادن واكنش&zwnj;هاي هيجاني حس&zwnj;تان را بيان كنيد يا اگر به جاي اين&zwnj;كه بگوييد از امشب بايد زودتر به خانه برگردي، بگوييد اين روز&zwnj;ها كمي غمگينم و دوست دارم وقت بيشتري را با تو بگذرانم. در اين شرايط، اين&zwnj;كه شما حس&zwnj;تان را از راهي امن با او درميان مي&zwnj;گذاريد به او احساس آرامش خواهد داد و باعث خواهد شد كه او هم بدون ترس از قضاوت شدن يا سرزنش شدن با شما حرف بزند. مي&zwnj;بينيد؟ شما كار عجيبي نكرده&zwnj;ايد. فقط احساسات&zwnj;تان را بدون اين&zwnj;كه او را مقصر بدانيد يا بخواهيد به&zwnj;خاطر ترس از واكنش&zwnj;هاي شما اوضاع را تغيير دهد، بيان كرده&zwnj;ايد.<br /><br /><br />حرف&zwnj;هايش را باور كنيد<br /><br />برخلاف زن&zwnj;ها كه براي نشان&zwnj;دادن حس&zwnj;شان برنامه مي&zwnj;ريزند يا نارضايتي&zwnj;شان را به زبان بي&zwnj;زباني مي&zwnj;گويند، مرد&zwnj;ها خيلي ساده آنچه در دل&zwnj;شان هست را نشان مي&zwnj;دهند. در اغلب موارد دل و ذهن آن&zwnj;ها يكي است و اغلب مرد&zwnj;ها &zwnj;دليلي نمي&zwnj;بينند كه با نشان دادن احساسات دروغين همسرشان را فريب دهند. شايد شما فكر كنيد كه او تظاهر به دوست داشتن&zwnj;تان مي&zwnj;كند اما در دلش چيز ديگري مي&zwnj;گذرد. بايد بگوييم كه در اغلب موارد اين تصور اشتباه است. اگر مرد شما مي&zwnj;گويد كه دوست&zwnj;تان دارد يا اين&zwnj;كه همانطور كه گفتيم، در رفتار&zwnj;هايش اين را نشان مي&zwnj;دهد، پس حتما دوست&zwnj;تان دارد.<br /><br /><br />رفتار&zwnj;هايش را در جمع ببينيد<br /><br />شيوه&zwnj;اي كه او در ميان جمع با شما برخورد مي&zwnj;كند يكي از مهم&zwnj;ترين نشانه&zwnj;هاست. آيا در مقابل ادعاها يا برخورد&zwnj;هاي نادرست ديگران از شما حمايت مي&zwnj;كند؟ يا اين&zwnj;كه وقتي دوست شكست خورده&zwnj;اش از زندگي تلخ و همسر ناسازگارش مي&zwnj;گويد، او دلداري&zwnj;اش مي&zwnj;دهد و مي&zwnj;گويد كه همه زنان اينطور نيستند و همسر خودش را مثال مي&zwnj;زند؟ آيا بعد از هر مهماني از شما قدرداني مي&zwnj;كند و به خاطر اين&zwnj;كه در مقابل ديگران او را سربلند كرده&zwnj;ايد از شما تشكر مي&zwnj;كند؟ اگر اين&zwnj;طور باشد بايد بگوييم كه او يك مرد عاشق است.<br /><br /><br />زيادي از احساسات&zwnj;تان حرف نزنيد<br /><br />شما فكر مي&zwnj;كنيد كه اگر احساسات&zwnj;تان را با او قسمت كنيد، او هم از احساساتش با شما صحبت خواهد كرد و به همين دليل با وجود مقاومت&zwnj;هاي او هر روز و هر لحظه مي&zwnj;خواهيد حس&zwnj;تان را با او در ميان بگذاريد.<br /><br />&nbsp;اين درحالي است كه مردها روند احساسي متفاوتي دارند و اين راهي كه در پيش گرفته به&zwnj;هيچ&zwnj;وجه در مورد او كارگر نخواهد شد.<br /><br />گفتن بي&zwnj;وقفه از احساسي كه داريد مي&zwnj;تواند نتيجه برعكسي داشته باشد چون كه مرد شما وقتي اين قدر زياد و اغراق شده در معرض حس&zwnj;تان قرار مي&zwnj;گيرد نه تنها تمايلي براي شنيدن آن نخواهد داشت و آن را جدي نخواهد گرفت بلكه خودش هم گارد بيشتري مي&zwnj;گيرد و سعي مي&zwnj;كند آنچه در او مي&zwnj;گذرد را با شما در ميان نگذارد.<br /><br /><br />به راز&zwnj;هایش نزدیک نشوید<br /><br />اگر فکر می&zwnj;کنید که راه نزدیک شدن به یک مرد کند و کاو در گذشته&zwnj;اش است اشتباه می&zwnj;کنید.<br /><br />درست است! شما دوست دارید او را بیشتر بشناسید و از آنجایی که نسبت به او نوعی احساس مالکیت دارید،&zwnj; دلتان می&zwnj;خواهد که از همه راز و رمز&zwnj;هایش باخبر شوید اما دست نگه&zwnj;دارید. حتی اگر پذیرش این موضوع سخت باشد باید باور کنید که آدم&zwnj;ها برای زنده بودن به تعداد کمی راز احتیاج دارند. اجازه بدهید که برخی از گوشه&zwnj;های گذشته&zwnj;اش برای او مثل یک راز باقی بماند. مطمئن باشید تا آنجا که برایش ممکن باشد از زندگی گذشته&zwnj;اش برایتان حرف خواهد زد اما اگر در مواردی سکوت می&zwnj;کند،&zwnj; نباید او را به دروغ&zwnj;گویی متهم کنید یا با قهر و تحت فشار قرار دادنش او را مجبور به فاش کردن راز&zwnj;هایش کنید. زندگی او از زمانی که با شما آشنا شده متعلق به شماست، پس بگذارید که گذشته در گذشته باقی بماند. اگر این راه را بروید، می&zwnj;توانید اعتماد او را بیشتر به سمت خودتان جلب کنید و باعث شوید که در تمام مراحل زندگی مشترک&zwnj;تان با شما صادق باشد و برای گفتن حرف&zwnj;هایش همیشه به شما پناه بیاورد.<br /><br /><br />رازدار باشيد<br /><br />در بعضي مواقع هم مرد&zwnj;ها به خاطر ترس از فاش شدن راز&zwnj;ها و حتي همين احساسات ساده&zwnj;شان براي ديگران، دوست ندارند در موردشان براي شما حرف بزنند. آن&zwnj;ها فكر مي&zwnj;كنند كه ابراز عشق، دعواهاي بزرگ و كوچك و مشكلات و خوشي&zwnj;هاي زندگي&zwnj;شان در يك چشم به هم زدن به ديگران مخابره مي&zwnj;شود و روي قضاوت&zwnj;شان تاثير مي&zwnj;گذارد.<br />&nbsp;به همين دليل ترجيح مي&zwnj;دهند به جاي حرف&zwnj;زدن از احساسات مثبت و منفي&zwnj;شان، آن&zwnj;ها را در دل&zwnj;شان نگه دارند و با شما قسمت&zwnj;شان نكنند.<br /><br /><br />بگذارید مرموز بماند<br /><br />در تمام این بخش&zwnj;ها سعی کردیم از راه&zwnj;هایی صحبت کنیم که با کمک&zwnj;شان می&zwnj;توانید مردتان را به حرف بیاورید و راهی را برای آشکار کردن احساساتش کشف کنید اما در این قسمت به شما می&zwnj;گوییم که بهتر است گاهی به این محدوده وارد نشوید. شاید تعجب کنید و بگویید به عنوان همسرش حق دارید همه چیز را در مورد زندگی&zwnj;اش بدانید و از این طریق می&zwnj;خواهید بارش را سبک&zwnj;تر کنید. ولي گاهی مرد&zwnj;ها با بیان نکردن احساسات&nbsp; یا مشکلاتشان، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می&zwnj;کنند. اگر بخواهیم این موضوع را ساده&zwnj;تر توضیح دهیم، باید بگوییم که مرد&zwnj;ها فکر می&zwnj;کنند اگر بعضی مشکلات را با همسرشان درمیان نگذارند و یک&zwnj;تنه آن&zwnj;را حل کنند، مردانگی&zwnj;شان بیشتر می&zwnj;شود. آن&zwnj;ها دوست دارند گاهی ژان&zwnj;والژان زندگی شما باشند. برای حل یک مشکل بزرگ دیر به خانه بیایند و به شما بگویند که سر کار بوده&zwnj;اند. به یکی از دوستان&zwnj;شان پول قرض بدهند و به شما بگویند که نمی&zwnj;دانند چرا از حسابشان پول کسر شده و حتی برای خرید یک هدیه مرخصی بگیرند و به شما بگویند سرکارند. اگر به مرد&zwnj;تان اعتماد دارید، همیشه به حيطه خصوصی&zwnj;اش وارد نشوید و بگذارید با این تصور که بخشی از زندگی و اتفاقاتش را به تنهایی مدیریت می&zwnj;کند،&zwnj;احساس بهتری پیدا کند. بعید نیست که شما با توجه به شناختی که از او دارید همه این پنهان&zwnj;کاری را کشف کنید اما نباید به او بگویید که سر از پنهان&zwnj;کاری&zwnj;هایش درآورده&zwnj;اید.</p>]]></description>
<category><![CDATA[مطالب خواندنی]]></category>
<dc:creator>vanda</dc:creator>
<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 14:32:44 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>فقط در ایران - دیدنی</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.vandaclick.com/gallery/1292-فقط-در-ایران---دیدنی.html</guid>
<link>http://www.vandaclick.com/gallery/1292-فقط-در-ایران---دیدنی.html</link>
<description><![CDATA[<p><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473543_62083_828.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473543_62083_828.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473540_62082_522.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473540_62082_522.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473556_62091_392.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473556_62091_392.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473593_62089_684.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473593_62089_684.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473532_62088_421.jpg" border="0" alt="" /></div>
<div></div>
<br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473601_62087_338.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473601_62087_338.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473563_62086_303.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473563_62086_303.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473563_62085_523.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473563_62085_523.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473566_62084_168.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473566_62084_168.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473558_62081_156.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473558_62081_156.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473596_62080_465.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473596_62080_465.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473630_62079_650.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473630_62079_650.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473615_62078_784.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473615_62078_784.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473610_62077_382.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473610_62077_382.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473673_62075_346.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473673_62075_346.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473659_62074_739.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473659_62074_739.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473668_62245_756.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473668_62245_756.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473708_62246_257.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473708_62246_257.jpg" alt='فقط در ایران - دیدنی' title='فقط در ایران - دیدنی'  /></a><!--TEnd--></div></p>]]></description>
<category><![CDATA[گالری تصاویر, دیدنی و جالب]]></category>
<dc:creator>vanda</dc:creator>
<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 14:30:55 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>اخبار جدید از قهوه تخ</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.vandaclick.com/news/1291-اخبار-جدید-از-قهوه-تخ.html</guid>
<link>http://www.vandaclick.com/news/1291-اخبار-جدید-از-قهوه-تخ.html</link>
<description><![CDATA[<p>گروه تولید قهوه تلخ، پخش شده اند. جمع  کردن دوباره گروه، کار خیلی سختی است&raquo;، &laquo;احتمالا خبر توقف سریال صحبت  دارد&raquo;، &laquo;مهران مدیری افسرده شده و شاید کار را ادامه ندهد&raquo;، &laquo;این سریال  پروانه پخش ندارد&raquo;، &laquo;ساخت ادامه قهوه تلخ منتفی است&raquo;. <br /><br />گفته های  عوامل سریال و مسئولان وزارت ارشاد در این چند روز، چیزهایی شبیه به این  است؛ حرف هایی که نشان می دهد سریال قهوه تلخ زودتر از موعد یخ کرده و از  دهان افتاده؛ سریالی که شروعی داغ و طوفانی در تابستان 89 داشت، حالا در  زمستان 90 پایانی سرد و تلخ دارد. چرا قهوه تلخ به چنین پایانی رسید؟<br /><br /></p>
<div style="text-align: center;"><a href="http://bartarinha.ir/">
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473164_61696_258.jpg" border="0" alt="" /></div>
<div></div>
<div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473133_61698_829.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473133_61698_829.jpg" alt='اخبار جدید از قهوه تخ' title='اخبار جدید از قهوه تخ'  /></a><!--TEnd--></div><img style="border: medium none;" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/11/61696_258.jpg" alt="" /></a></div>
<p><br />&laquo;ما  بعد از یک ماه برمی گردیم تا انرژی و فضای تازه ای را به سریال تزریق  کنیم.&raquo; مهران مدیری تقریبا با چنین استدلالی یک هفته قبل از آغاز رمضان،  وقفه در قهوه تلخ را کلید زد؛ وقفه ای که از موارد قبلی طولانی تر شد و  باتوجه به افت محسوس فروش نسخه های آخر، قابل پیش بینی بود. <br /><br />بدین  ترتیب مخاطبان پروپاقرص قهوه تلخ با شنیدن حرف های مدیری، سری 25 سریال را  داخل دی وی دی پلیرها گذاشتند، سه قسمت 73 تا 75 را دیدند و آن وقت به  استقبال سریال های &laquo;پر روح&raquo; رمضان رفتند.<br /><br /></p>
<div style="text-align: center;"><a href="http://bartarinha.ir/"><img style="border: medium none;" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/11/61698_829.jpg" alt="" /></a></div>
<p><br /><span style="font-weight: bold; color: #800000;">بی قهوه روی پل</span><br /><br />نهم  شهریور، ماه رمضان تمام شد اما خبری از قهوه تلخ نشد. درست یک ماه بعد،  وزارت ارشاد خبر داد که سازندگان سریال باید برای سری جدید مجوز بگیرند.  بدقولی قهوه تلخی ها البته چیز تازه ای نبود. قبل از این هم حداقل دوبار در  زمان سری چهارم و سری یازدهم چند روزی در توزیع سریال وقفه افتاده بود.<br /><br />&nbsp;اما  این بار پای دوماه وقفه در میان بود. نیمه مهر، پخش تصاویر بازیگران قهوه  تلخ در ایستگاه متروی قیطریه تهران بمب خبری رسانه ها شد. فیلم برداری سری  تازه شروع شده بود. یوسف صیادی، سپند امیرسلیمانی، سعید امیرسلیمانی، رامین  ناصرنصیر، آرش نوذری، مه لقا باقری و لادن سلیمانی به گروه اضافه شدند.<br /><br /></p>
<div style="text-align: center;"><a href="http://bartarinha.ir/"><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473174_61699_487.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473174_61699_487.jpg" alt='اخبار جدید از قهوه تخ' title='اخبار جدید از قهوه تخ'  /></a><!--TEnd--></div></a></div>
<p><br />&nbsp;عوامل،  لوکیشن &laquo;کاخ جهانگیرخان دولو&raquo; در &laquo;باغ برر&raquo; (واقع در خیابان بوسنی) را ترک  کرده و به لوکیشنی در جمال آباد رفته بودند که تا چند ماه قبل سازندگان  &laquo;ساختمان پزشکان&raquo; در آن فیلم برداری داشتند.<br /><br />&nbsp;لوکیشنی با سه  آپارتمان که قرار بود میزبان آدم های تاریخی در تهران امروز باشد و شش ماهی  برای ساخت آن، وقت و هزینه صرف شده بود. با این اخبار و حواشی، وقفه قهوه  تلخ وارد سومین ماهش شد. در نیمه آخر خبر توقف فیلم برداری برای گرفتن مجوز  تبلیغات و توزیع و نشر آن رسید. شنیده شد که در این مدت، حدود سه فصل از  سریال فیلم برداری شده. مدیری هم به طرز غیرمنتظره ای سر از فیلم &laquo;پل چوبی&raquo;  مهدی کرم پور درآورد.<br /><br /></p>
<div style="text-align: center;"><a href="http://bartarinha.ir/"><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473207_61702_803.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473207_61702_803.jpg" alt='اخبار جدید از قهوه تخ' title='اخبار جدید از قهوه تخ'  /></a><!--TEnd--></div></a></div>
<p>&nbsp;</p>
<hr style="width: 100%; height: 2px;" />
<p><br /><span style="font-weight: bold; color: #800000;">قاچاق، با کیفیت آینه</span><br /><br />&laquo;نسخه  قاچاق قهوه تلخ هم رسید&raquo;. درست یک ماه قبل، سر و کله تیتراژ بالایی از DVD  های سری 26 پیدا شد؛ آن هم با قیمت 2000 تومان یعنی 500 تومان ارزان تر از  نسخه های قبلی. باوجود درخواست های مدیری برای نخریدن این نسخه، DVD  های  غیرقانونی راه ورود به پلیرها را خیلی سریع پیدا کردند. <br /><br />کیفیت  بالا، تبلیغات متنوع (حتی تبلیغ جشنواره پاییزه سامسونگ) و از همه چشمگیرتر  پروانه نمایش اول آن، نشان می داد که هرکس این کار را کرده، خیلی خوب کارش  را بلد بوده. حرکتی که خیلی ها را یاد توزیع ناگهانی CD &laquo;بمب خنده&raquo; (که  درباره شبکه های ماهواره ای بود) و &laquo;فضانوردان&raquo; (که همزمان با حضور تیم ملی  در جام جهانی ساخته شد) انداخت که هر دو مجوز انتشار نداشتند اما ناگهان  پخش شدند! مسئولان وزارت ارشاد اعلام کردند که ماجرا را پیگیری می کنند اما  این اتفاق عملا تیر خلاص به قهوه تلخ بود.<br /><br /></p>
<div style="text-align: center;"><a href="http://bartarinha.ir/"><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473248_61697_428.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473248_61697_428.jpg" alt='اخبار جدید از قهوه تخ' title='اخبار جدید از قهوه تخ'  /></a><!--TEnd--></div></a><br /><br /></div>
<hr style="width: 100%; height: 2px;" />
<p><br /><span style="font-weight: bold; color: #800000;">هیچ وقت این طوری نبود</span><br /><br />بازار  شایعات درباره سریال از سه سو داغ شد: از یک طرف شنیده می شد که برادران  آقاگلیان بیشتر از سه ماه است که به عوامل دستمزد نداده اند و آنها راهی جز  ترک پروژه نداشته اند. <br /><br />سحر زکریا این مسئله را تایید می کند:  &laquo;مشکلات مالی باعث متوقف شدن کار شده وگرنه بچه ها اصلا کنار نرفتند. اولش،  یعنی دو سه ماه پیش به ما گفته شد که کار متوقف شده و دیگر سر کار نرفتیم.  یک ماه پیش هم گفتند که دیگر نیایید.&raquo;<br /><br /></p>
<div style="text-align: center;"><a href="http://bartarinha.ir/"><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473172_61707_475.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473172_61707_475.jpg" alt='اخبار جدید از قهوه تخ' title='اخبار جدید از قهوه تخ'  /></a><!--TEnd--></div></a></div>
<p><br />زکریا  البته اطلاعات بیشتری ندارد، یا حداقل علاقه ای به گفتنشان ندارد! سعید  پیردوست کمی صریح تر حرف می زند. او اواخر خرداد آخرین حقوقش را از تهیه  کننده گرفته و چون قرار بوده شخصیت ها به زمان حال بیایند از آن به بعد  دیگر در مجموعه بازی نداشته. <br /><br />پیردوست که سابقه طولانی همکاری با  برادران آقاگلیان را دارد، این وضع را بی سابقه می داند: &laquo;قرارداد بچه ها  سر قضیه مالی فسخ شد. من خودم (با گذشت شش ماه از آخرین دریافتی) هنوز با  پروژه تسویه حساب کامل نکرده ام. 12 سال است که با اینها کار می کنم؛ بالا و  پایین داشته اند ولی هیچ وقت در این شرایط قرار نمی گرفتند!&raquo; او معتقد  است، مشکل اصلی به تهیه کننده برمی گردد: &laquo;اصولا اشکال کار در این است که  تهیه کننده ها به شرایطی که دارند قانع نیستند. اگر به قراردادهای بچه ها  پایبند بودند و اول آنها را تسویه می کردند و بعد می رفتند سراغ کار دیگری،  به این مشکلات برنمی خوردند.&raquo;<br /><br /></p>
<hr style="width: 100%; height: 2px;" />
<p><br style="font-weight: bold; color: #800000;" /><span style="font-weight: bold; color: #800000;">پایان ناخوش</span><br style="font-weight: bold; color: #800000;" /><br />این  از طرف اول! اما از طرف دیگر، شنیده شده چون این پروژه مثل &laquo;قلب یخی&raquo;  قرارداد فصل به فصل مشخصی نداشته، به مرور مدیری، بازیگران و دیگر عوامل  دستمزد خود را بالا برده و تهیه کننده را عاصی کرده اند.<br /><br />&nbsp;طرف سوم  هم، ماجرای پیگیری سفت و سخت وزارت ارشاد و دستگاه قضایی بود که به پخش  قاچاق سریال مشکوک شده بودند. این وسط دست آنهایی که برای قرعه کشی سه واحد  آپارتمانی، با هزار امید و آرزو DVD  های قهوه تلخ را خریده بودند در حنا  ماند. <br /><br />به این ترتیب دومین و البته مهم ترین سریال ویژه شبکه نمایش  خانگی &ndash; که ظرف کمتر از یک سال 25 سری رسمی آن به بازار آمد و خریداران  برای هر مجموعه کاملش 62500 تومان خرج کردند &ndash; بدون پایان خوش تمام شد و در  شرایطی که قرار بود در 120 قسمت به صورت 40 بسته 3تایی عرضه شود، در نیمه  راه از دهان افتاد.&nbsp; <br /><br /></p>
<div style="text-align: center;"><a href="http://bartarinha.ir/"><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473168_61711_888.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473168_61711_888.jpg" alt='اخبار جدید از قهوه تخ' title='اخبار جدید از قهوه تخ'  /></a><!--TEnd--></div></a></div>
<p>&nbsp;</p>
<hr style="width: 100%; height: 2px;" />
<p><br style="color: #800000;" /><span style="color: #800000;">خشیار الوند یکی از نویسنده های کار می گوید ورشکستگی ای در کار نبوده</span><br /><br /><span style="font-weight: bold; color: #800000;">تهیه کننده جواب تلفن ما را هم نمی دهد!</span><br /><br /></p>
<div style="text-align: center;"><a href="http://bartarinha.ir/"><img style="border: medium none;" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/11/61700_563.jpg" alt="" /></a></div>
<p><br />امیر  مهدی ژوله و خشایار الوند دو نویسنده قهوه تلخ بودند. دوتا از مهم ترین  افراد چرخه تولید! موبایل ژوله مدام خاموش است ولی الوند در دسترس است و  پاسخگو. اطلاعات او جزئی تر و دقیق تر از بقیه عوامل بود. از سلامتی مدیری  گرفته تا میزان فروش و حتی قسمت های باقی مانده کار. <br /><br />الان الوند  یکی از بازوهای اصلی سریال محمدحسین لطیفی برای شبکه خانگی است. کسی که  کارگردانی &laquo;قلب یخی&raquo; را رها کرد و رفت سراغ &laquo;ساخت ایران&raquo;. الوند دل بسیار  پری داشت و شاید برای همین مصاحبه مان چالشی و خواندنی از کار درآمد!<br /><br style="font-weight: bold;" /><span style="font-weight: bold;">*الان کار در چه حالی است؟ متوقف یا تعطیل یا چی؟</span><br /><br />مدرسه  که نبوده بخواهد تعطیل شود! فعلا سه ماه است که خوابیده و کسی هم به ما  نمی گوید باید چه کنیم. بچه ها پخش و پلا شده اند و دارند کارهای دیگری  انجام می دهند. طبق تجربه های من کاری که می خوابد، راه افتادنش خیلی سخت  است. همه طلبکار و شاکی اند و دیگر نمی توانند سر کار برگردند. آقاگلیان هم  اگر پول داشت، تا الان پرداخت کرده بود!<br /><br style="font-weight: bold;" /><span style="font-weight: bold;">*شایعاتی شنیده ایم که آقای مدیری افسرده شده، درست است؟</span><br /><br />والا  خیلی ها افسرده اند و خودشان خبر ندارند! ولی این طور نیست که کنار کشیده  یا افسرده شده. ممکن است خیلی از توقف کار ناراحت باشد یا از ماجراهای پیش  آمده ولی چند روز پیش که با خودش حرف می زدم، افسردگی ای در چهره اش ندیدم.<br /><br style="font-weight: bold;" /><span style="font-weight: bold;">*ماجرای توقف پروژه چه بود؟ داستان دیگر کشش نداشت یا ورشکستگی مالی پیش آمد؟</span><br /><br />فروش  ما هیچ تغییری نداشته. چیزی که من از تهیه کننده ها شنیدم، این بود که پنج  فصل آخر (قبل از اینکه به زمان حال بیاییم) بین 1 میلیون و 200 هزار تا 1  میلیون و 700 هزار تا فروش داشته. قبلا هم همین رنج فروش را داشتیم. عدد  فروش از 1 میلیون و 200 پایین تر نیامد. نکته جالب هم این است که در یک روز  این مقدار فروش داشتیم! بقیه کارهای شبکه خانگی با تیراژ 400-500 هزارتا  طی چهار، پنج روز فروش می رود. فروش 1 میلیون و 200 هزار نسخه در روز  ورشکستگی ندارد که! 42 میلیارد تومان تا به حال از فروش قهوه تلخ به دست  آمده. بودجه فرهنگی کشور در سال 90، 50 میلیارد تومان بوده.<br /><br /><span style="font-weight: bold;">*42 میلیارد تومان؟! پس ورشکستگی چیست؟</span><br /><br />بله!  متوسط عدد فروش هر فصل را در 25 ضرب کنید. تازه بعضی فصل ها تا 2 میلیون و  500 هزار هم فروش داشته! با این ارقام ورشکستگی ای وجود ندارد اگر هم  شنیده اید ورشکسته شده اند، حتما در تجارت های دیگرشان این اتفاق افتاده.<br /><br /></p>
<div style="text-align: center;"><a href="http://bartarinha.ir/"><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473265_61700_563.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473265_61700_563.jpg" alt='اخبار جدید از قهوه تخ' title='اخبار جدید از قهوه تخ'  /></a><!--TEnd--></div></a></div>
<p><br /><span style="font-weight: bold;">*با بعضی بازیگرها که حرف زدیم، همه شکایت داشتند از اینکه دستمزدشان چندماهی عقب افتاده.</span><br /><br />خب  این رقم 42 میلیارد، میزان فروش کل است. همه اش که گیر تهیه کننده نمی  آید. هزینه های کار خیلی بالا بود. کار باید یک ساله تمام می شد ولی تا  اینجایش دو سال و نیم طول کشیده. دستمزدهای سنگین، گروه بزرگ، دکور عظیم،  کلا کارگرانی بود. از 2500 تومان برای هر فصل، 70 تومانش را خود مغازه دار  برمی دارد، 500 تومانش برای چاپ و تکثیر خود سی دی است و یک رقمی هم  احتمالا کسانی که در بخش تهیه و توزیع کار هستند برمی دارند. اصلا اگر 500  تومان هم از CD گیر تهیه کننده بیاید رقم بالایی خواهد بود ولی من نمی دانم  چرا دستمزد ما را ندادند. قهوه تلخ سودآور بود.<br /><br /><span style="font-weight: bold;">*پس اینکه گفته می شد دستمزدها بالا بود درست است!</span><br style="font-weight: bold;" /><br />خب  شاید این بالابودن برای روز اول باشد. ولی بعد از دو سال، رقم قراردادها  بیشتر شبیه جوک بود! به نسبت استفاده ای که از بازیگران می شد، دستمزدها  بالا بود. گران بودن دستمزد در واحد زمان تعیین می شود؛ مثلا بازیگری که  حقوقش ماهی 5 میلیون تومان است، برای یکی از کارهای عید تلویزیون شاید ماهی  10 میلیون تومان هم بگیرد ولی این قضیه مال سه ماه است، نه یک سال و نیم!  یا قراردادهای کاری سیامک انصاری که رقم مشخصی دارد، برای مدت کوتاهی است  نه دو، سه سال!<br /><br style="font-weight: bold;" /><span style="font-weight: bold;">*خب دستمزدها که بالا نرفته بود. پس مشکل چه بود؟</span><br /><br />به  نسبت دستمزدی که بچه ها می گرفتند راندمان کار پایین بود و خیلی کند پیش  می رفت. این چیزها را تهیه کننده می دید و می فهمید که هزینه سنگینی را  متحمل شده که بازخورد کمی دارد. حتی بین سال اول و دوم تهیه کننده خیلی سود  نکرده بود. این را همه بچه ها می دانستند. برای همین، به مبلغ قراردادها  اضافه نکردند. ولی این اواخر سریال خوب می فروخت. من در جریان ریز ماجراها  نیستم اما با تهیه کننده ها که حرف می زدم، می گفتند ما حتی یک ریال هم سود  نکرده ایم! <br /><br />یک چیزهایی هست که خیلی ها نمی دانند؛ مثلا اینکه چیزی  حدود 12 میلیارد تومان CD در انبار خوابیده این رقم قرار بوده جزء سود  تهیه کننده باشد که الان باید تبدیل به خمیر شود. یکی از فصل ها را به جای 2  میلیون نسخه، 5 میلیون تکثیر کرده اند و فروش نرفته. یا مثلا نسخه CD و  DVD  با هم تهیه کردند که CD ها فروش نرفته.<br /><br style="font-weight: bold;" /><span style="font-weight: bold;">*مردم می گویند ما یک سال و نیم، هر هفته 2500 تومان می دادیم تا ببینیم آخر کار چه می شود. حالا همه آن پول ها به باد رفته!</span><br /><br />نه،  اصلا هم این طور نیست. اتفاقا آنها به اندازه 25 میلیون تومان تفریح کرده  اند. کجا با 2500 تومان می توانستند این قدر تفریح کنند؟ با این پول یک  ساندویچ هم دست شما نمی دهند. حالا مثلا آخر &laquo;شیدایی&raquo; یا &laquo;تا ثریا&raquo; چه  اتفاقی افتاد؟! مگر آخر &laquo;مختار&raquo; اتفاق ویژه ای افتاد، یا موقعی که &laquo;برره&raquo;  را نصفه و نیمه رها کردند، کسی رفت یقه تلویزیون را بگیرد که چرا این اتفاق  افتاد؟! تازه آخر قهوه تلخ دو، سه قسمت نیست که! هم می شد با یک قسمت دیگر  جمعش کنیم هم تا پنجاه قسمت دیگر ادامه بدهیم. مشکل اینجاست که این جور  کارها در کشور ما باید سریع گرفته و پخش شود تا تمام شود. وقتی کاری طولانی  می شود، خیلی ها چشم دیدن موفقیت طولانی مدت آدم ها را ندارند. همه چرتکه  دستشان می گیرند که این دو برادر چقدر در حال سودند. اینها باعث می شود  نقدهای غیرمنصفانه منتشر کنند و یا کلا کار را بزنند.<br /><br /></p>
<div style="text-align: center;"><a href="http://bartarinha.ir/"><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473265_61710_838.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473265_61710_838.jpg" alt='اخبار جدید از قهوه تخ' title='اخبار جدید از قهوه تخ'  /></a><!--TEnd--></div></a></div>
<p><br /><span style="font-weight: bold;">*خب نمی شود به مردم گفت که حرف نزنند!</span><br /><br />خب  ما چه گناهی کرده ایم این وسط؟ ما که هم کارمان را کرده ایم و هم پولمان  را نگرفته ایم! اعصابمان هم به هم ریخته و سه، چهار ماه است که منتظریم  باید از ارشاد پرسید که چرا مجوز نمی دهند.<br /><br /><span style="font-weight: bold;">*دلیلی برای اینکه مجوز نمی دهند گفته نشده؟</span><br /><br />ارشاد  می گوید در دادن مجوز مشکلی ندارند ولی من نمی دانم چرا منتشر نمی شود. یا  نهاد دیگری رویش نظر دارد یا اینکه مجوزی که ارشاد برای تولید داده، برای  پخش و توزیع نیست. ما یک فصل از زمان حال را کار کردیم و به ارشاد دادیم.  آنها هم ایراداتی گرفتند و اصلاح کردیم و بعدش دیگر بیرون نیامد! جالب است  که تهیه کننده جواب تلفن خود ما را هم نمی دهند؛ حتی وقتی زنگ می زنیم برای  اطلاع خودمان بپرسیم که چه شد و چه نشد!<br /><br /><span style="font-weight: bold;">*به نظرتان اگر این کار از تلویزیون پخش می شد، بازهم به این مشکلات می خورد؟</span><br /><br />نه  اصلا این طور نمی شد از اول هم قرار بود در تلویزیون پخش شود ولی نشد. اگر  می شد همه می گفتند بهترین کار طنز ایران است! به نظر خود من این کار جزء  بهترین کارهای مدیری است و چون از اولین کارهای شبکه خانگی است یک سری  چیزها را تازه دارد تجربه می کند. از شکل توزیع گرفته تا نوع برخورد مخاطب  با کار و نوع مواجهه با مخاطب اصلا جایزه گذاشتن برای یک کار فرهنگی را نمی  توانم بفهمم! کسی که جایزه نمی برد انگار که از کار طلبکار است! وای به  حال اینکه جایزه ببرد و به دستش هم نرسد.<br /><br /><span style="font-weight: bold;">*خیلی شایعه شده بود که این بحث جایزه هم الکی است!</span><br /><br />چیزی  که من می دانم آن اوایل یک سری جوایز نقدی وجود داشت که مبلغش هم زیاد  نبود؛ مثلا 10-20 هزار تومان پرداخت این جایزه به عهده یکی از پخش کننده ها  بود. یک شرکت پخش مستقل از گروه، قبول کرده بود که جوایز را به مردم  پرداخت کند ولی این شرکت با تهیه کننده حرفش می شود و قرارداد به هم می  خورد و این جوایز را نمی دهد.<br /><br style="font-weight: bold;" /><span style="font-weight: bold;">*فکر می کنید با همه این اتفاقات بازهم کسی جرات می کند که سراغ ساخت سریال برای نمایش خانگی برود؟</span><br /><br />خود  من الان دارم &laquo;ساخت ایران&raquo; محمدحسین لطیفی را برای نمایش خانگی می نویسم  که شاید از نظر هزینه، گران تر از قهوه تلخ شود ولی تعداد قسمت هایش کمتر  است. خارج از کشور هم کار می شود و ستاره های زیادی هم در کار بازی می  کنند.<br /><br /><span style="font-weight: bold;">*یعنی به سرنوشت قلب یخی و قهوه تلخ دچار نمی شود؟</span><br /><br />نه  چون تعداد قسمت هایش کم است. کلا اولین تجربه ها همیشه دچار مشکل می شوند و  بعد اشکالات کار درمی آید و در کارهای بعدی اصلاح می شود.<br /><br /></p>
<div style="text-align: center;"><a href="http://bartarinha.ir/"><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473275_61709_829.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473275_61709_829.jpg" alt='اخبار جدید از قهوه تخ' title='اخبار جدید از قهوه تخ'  /></a><!--TEnd--></div></a></div>
<p>&nbsp;</p>
<hr style="width: 100%; height: 2px;" />
<p><br style="color: #800000;" /><span style="color: #800000;">&laquo;باباشاه&raquo; قهوه تلخ حسابی از دست برادران &laquo;آقا گلیان&raquo; شاکی است</span><br /><br /><span style="font-weight: bold; color: #800000;">تهیه کنندگان رویت نمی شوند!</span><br /><br /></p>
<div style="text-align: center;"><a href="http://bartarinha.ir/"><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473202_61708_731.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473202_61708_731.jpg" alt='اخبار جدید از قهوه تخ' title='اخبار جدید از قهوه تخ'  /></a><!--TEnd--></div></a></div>
<p><br />&laquo;نقاشی  می کشی ام...&raquo; مشهورترین تکیه کلام &laquo;باباشاه&raquo; قهوه تلخ بود؛ تکیه کلامی که  از چند ماه پیش به این طرف دیگر خبری ازش نیست. هادی کاظمی مثل بیشتر  بازیگران قهوه تلخ، دلیل مشخص توقف کار را نمی داند. فقط می داند که پرونده  قهوه تلخ بسته شده. از برادران &laquo;آقا گلیان&raquo; هم دل پری دارد.<br /><br /><span style="font-weight: bold;">*حالتان که خوب هست؟</span><br /><br />نه  اصلا حالم خوب نیست؛ یعنی نمی شود بی خیال و راحت بود و در جواب این سوال  گفت که حالم خوبه. دلیلش را هم خودتان بهتر می دانید. مسئله قهوه تلخ واقعا  به یک گرفتاری تبدیل شده.<br /><br /><span style="font-weight: bold;">*حال آقای مدیری هم به خاطر همین بد است؟ شایعه های مربوط به افسردگی شان را می گوییم.</span><br /><br />مثلا  فکر کردید خیلی خبر یا شایعه داغی است؟ من خبر دقیقی از حال آقای مدیری  ندارم. اما اگر هم حالشان بد باشد، اصلا چیز عجیبی نیست. خب آدمی که یک  کاری را شروع کرده، کارش هم خوب پیش رفته و یکهو وسط کار این اتفاق برای  کار و گروهش بیفتد، نباید زیاد حالش خوب باشد. من فکر می کنم حال هیچ کدام  از ما خوب نیست. حال مهران مدیری هم به همین دلایل خوب نیست. اما اینکه کسی  افسردگی گرفته باشد، نمی دانم من چنین چیزی ندیدم.<br /><br /><span style="font-weight: bold;">*درباره تهیه کنندگان کار چطور؟ بیشتر به افسردگی گرفته ها شبیه هستند یا ورشکسته ها؟</span><br /><br />راستش  از حال آنها اصلا خبر نداریم. یعنی خیلی دلمان می خواهد خبر داشته باشیم  اما متاسفانه رویت نمی شوند! البته من چیزی که سند اثبات ورشکستگی باشد  ندیدم. البته آنقدر هم خبر ندارم که بتوانم بگویم شایعه افسردگی حتما دروغ  است اما چیزی که نشان بدهد این آدم ها ورشکست شده اند به چشم نمی آید. به  هر حال ما سال های زیادی بود که باهم کار می کردیم و انتظار داشتیم حتی اگر  از این اتفاق ها افتاده باشد، زودتر از روزنامه ها باخبر شویم.<br /><br /></p>
<div style="text-align: center;"><a href="http://bartarinha.ir/"><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/1328473198_61704_458.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2012-02/thumbs/1328473198_61704_458.jpg" alt='اخبار جدید از قهوه تخ' title='اخبار جدید از قهوه تخ'  /></a><!--TEnd--></div></a></div>
<p><br /><span style="font-weight: bold;">*انگار بزرگ ترین مشکل بازیگرهای کار بحث مالی است و خیلی نگران سرانجام خود &laquo;قهوه تلخ&raquo; نیستند.</span><br /><br />این  حرفی که می زنید، خیلی بد است. معلوم است که بازیگرها به خاطر سرانجام کار  ناراحت ترند. ما سه سال عمرمان را گذاشتیم. گروه خلاقی بودیم. بچه ها همه  خوب بودند و با جان و دل کار می کردند. حالا کار وسط راه مانده و این  ناراحتی بزرگی است. شما خودتان را بگذارید جای بازیگری که کارش نصفه کاره  مانده و پولش را هم نگرفته؛ پولی که انتظار داشته با احترام و قدرشناسی بهش  تقدیم کنند، حالا با زور هم نمی تواند بگیرد. خودتان را جای او بگذارید و  بعد نتیجه گیری کنید.<br /><br /><span style="font-weight: bold;">*این پولی که مانده مال چند وقت کار است؟</span><br /><br />مثلا  مال 6، 5 ماه است. البته چند وقتش زیاد فرقی نمی کند. دین و فرهنگ ما می  گوید وقتی کسی برایتان کاری انجام داد، قبل از اینکه عرقش خشک شود مزدش را  آن هم با احترام بدهید دستش. نه اینکه بعد از شش ماه تازه بخواهند با وعده و  وعید بازیگر را نگه دارند که امروز پولت را می دهیم یا فردا!<br /><br /><span style="font-weight: bold;">*به همه بازیگرها بدهکارند؟ حتی اصلی ها؟</span><br style="font-weight: bold;" /><br />فکر  می کنم این طور باشد. اما تفاوتی که هست، بین رقم دستمزدهاست. به هر حال  رقم دریافتی بازیگرها باهم فرق داشت. کسی که 10 میلیون تومان طلبکار است،  با کسی که 100 میلیون تومان طلبکار است یک فرق هایی با هم دارند دیگر، مهم  ترین فرقشان این است که آن کسی که 10 میلیون طلبکار است، احتمالا کفگیرش  خورده ته دیگ!<br /> <br /></p>]]></description>
<category><![CDATA[خبرها]]></category>
<dc:creator>vanda</dc:creator>
<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 14:25:51 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.vandaclick.com/gallery/1289-تصاویری-بسیار-دیدنی---طبیعت-شماره-5.html</guid>
<link>http://www.vandaclick.com/gallery/1289-تصاویری-بسیار-دیدنی---طبیعت-شماره-5.html</link>
<description><![CDATA[<p><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503690_39772.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503690_39772.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5' title='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503701_45284.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503701_45284.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5' title='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503651_45294.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503651_45294.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5' title='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503668_46215.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503668_46215.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5' title='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503634_46230.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503634_46230.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5' title='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503624_46261.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503624_46261.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5' title='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503665_46355.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503665_46355.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5' title='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503636_46369.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503636_46369.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5' title='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503677_46371.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503677_46371.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5' title='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503664_46388.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503664_46388.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5' title='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503635_46477.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503635_46477.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5' title='تصاویری بسیار دیدنی - طبیعت شماره 5'  /></a><!--TEnd--></div></p>]]></description>
<category><![CDATA[گالری تصاویر]]></category>
<dc:creator>vanda</dc:creator>
<pubDate>Sat, 10 Dec 2011 11:27:21 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.vandaclick.com/gallery/funny/1288-تصاویری-بسیار-دیدنی---نمای-نزدیک-بخش-سوم.html</guid>
<link>http://www.vandaclick.com/gallery/funny/1288-تصاویری-بسیار-دیدنی---نمای-نزدیک-بخش-سوم.html</link>
<description><![CDATA[<p><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503507_45761.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503507_45761.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم' title='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503577_45797.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503577_45797.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم' title='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503559_45982.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503559_45982.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم' title='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503579_46055.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503579_46055.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم' title='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503598_46095.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503598_46095.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم' title='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503511_46277.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503511_46277.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم' title='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503511_46298.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503511_46298.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم' title='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم'  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/1323503509_46333.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-12/thumbs/1323503509_46333.jpg" alt='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم' title='تصاویری بسیار دیدنی - نمای نزدیک بخش سوم'  /></a><!--TEnd--></div></p>]]></description>
<category><![CDATA[دیدنی و جالب]]></category>
<dc:creator>vanda</dc:creator>
<pubDate>Sat, 10 Dec 2011 11:25:30 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>فتوشاپ به دنیا رسید</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.vandaclick.com/readable/1287-فتوشاپ-به-دنیا-رسید.html</guid>
<link>http://www.vandaclick.com/readable/1287-فتوشاپ-به-دنیا-رسید.html</link>
<description><![CDATA[<p>21 سال از تولید نخستین نگارش فتوشاپ می گذرد و امروز این برنامه، آشناترین نرم افزار ویرایش تصاویر است. با تاریخچه پیدایش نخستین نگارش فتوشاپ آشنا شوید.<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322461169_45030_540.jpg" border="0" alt="" /></div>
<div></div>
<br />این روزها ویرایش رایانه ای تصاویر را نمی توان بدون نام فتوشاپ تصور کرد. همه ما فتوشاپ را به عنوان نرم افزار قدرتمندی که می تواند تصاویری جادویی خلق کند، می شناسیم و می دانیم که با این نرم افزار می توان هر ن اممکنی را در عکس ها، ممکن کرد. فتوشاپی که امروز می شناسیم در عرض یک روز یا یک سال خلق نشده است بلکه در ابتدا نرم افزار ساده ای بوده که در عمر 21 ساله خود، در هر نگارش قدری کامل تر شده و توانایی های آن بالاتر رفته است. در این مقاله نگاهی می اندازیم به نخستین روزهای فتوشاپ و تاریخچه به وجود آمدن نخستین نگارش این نرم افزار محبوب را مرور می کنیم.<br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322461155_45028_625.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322461155_45028_625.jpg" alt='فتوشاپ به دنیا رسید' title='فتوشاپ به دنیا رسید'  /></a><!--TEnd--></div><br />داستان دو برادر<br /><br />داستان فتوشاپ از ایالت میشیگان آمریکا آغاز می شود، جایی که محل زندگی یک استاد دانشگاه به نام گلن نول بود. او به عکاسی علاقه بسیاری داشت و در خانه خود، یک تاریکخانه راه انداخته بود. او همچنین به اختراع تازه ای به نام رایانه شخصی (PC) هم علاقه مند بود. گلن، دو پسر داشت که هردوی آنها ذهنی کنجکاو از پدرشان به ارث برده بودند. برای اینکه آینده در خشانی در انتظار این دو پسر باشد، لازم بود که کنجکاوی آنها با دو وسیله های متعلق به پدرشان بود ترکیب شود: یکی تاریکخانه عکاسی و دومی یک رایانه Apple II Plus که پدشان برای تحقیقاتش خریده بود.<br /><br />توماس بعدها در مصاحبه ای چنین گفت: &laquo;دبیرستان که بودم، یکی از سرگرمی های من عکاسی بود. در تاریکخانه پدرم یاد گرفتم که چطور عکس های سیاه و سفید و رنگی را چاپ کنم و همچنین متعادل کردن رنگ و کنتراست عکس ها را آموختم.&raquo; درحالی که توماس در تاریکخانه پدرش مشغول یادگیری اصول چاپ و ویرایش عکس بود، جان با جعبه عجیبی که پدرش خریده بود و به آن رایانه شخصی می گفتند سرگرم بود. خودش در زندگینامه خود چنین نوشته است: &laquo;نخستین بار که پشت رایانه ای واقعی نشستم و از آن استفاده کردم، سال 1978 بود. در آن زمان دانش آموز 16 ساله دبیرسانی بودم که پدرم یک رایانه Apple II Plus با 64 کیلوبایت حافظه خرید و به خانه آورد.&raquo; جان در ادامه چنین گفت: &laquo;یکی دیگر از خاطراتی که در ذهن من حک شده است، به سال 1984 برمی گردد. در آن سال در مجله تایم مقاله کوتاهی دیدیم درباره مکینتاش و به خودم گفتم: وای، عجب چیزیه!&raquo; دو ماه بعد، آقای نول یکی از نخستین رایانه های مکینتاش را که به بازار عرضه شده بود، خرید.<br /><br /><br /><br />از نیاز تا اختراع<br /><br />اگرچه توماس عاشق تاریکخانه شده بود اما علاقه زیادی هم به رایانه و برنامه نویسی داشت. در سال 1987 او یک رایانه Apple Macintosh Plus خرید تا بتواند عکس های دیجیتالی خود را برای کامل کردن پروژه دانشگاهش ویرایش کند اما راینه مکینتاش نمی توانست سطوح خاکستری را در عکس های او نمایش بدهد. بنابراین توماس که نیاز به این جلوه داشت، خودش دست به کار شد و برنامه ای&nbsp; نوشت که می توانست این کار را انجام دهد. توماس به مرور مجبور شد برنامه های بیشتری بنویسد تا جلوه های تصویری بیشتری را که نیاز داشت، ایجاد کند. جان که در آن زمان در شرکت (ILM( Industrial Light and Magic کار می کرد برای تعطیلات به خانه پدری رفت و با دیدن برنامه های ویرایش تصویری که برادرش نوشته بود به وجد آمد و آنها تصمیم گرفتند که سر و سامانی به این برنامه های پراکنده ویرایش تصاویر بدهند. به این ترتیب مجموعه ای درست شد که توماس نام آن را Display گذاشت. جان بسیار ذوق زده شده بود اما به این موفقیت قانع نبود. او در خاطرات خود چنین گفته است: &laquo;من بیشتر از آن می خواستم. چه می شد اگر Display می توانست فایل های عکس را با فورمت های دیگری ذخیره کند تا بتوان در برنامه دیگری از آن چاپ گرفت؟ تصاویری که از رایانه شرکت با خودم آورده بودم بسیار تاریک بودند بنابراین نیاز به ا بزاری داشتم تا گامای آنها را تغیی بدهم.&raquo; جان خواسته های خود را با توماس در میان گذاشت و این چرخه تکامل برنامه ای که ساخته بودند چند ماه طول کشید. سرانجام در سال 1988 نرم افزار پیشرفته ای به دست آمد که نامش را Image Pro گذاشتند.<br /><br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322461248_45031_729.jpg" border="0" alt="" /></div>
<div></div>
<br />به دنبال مشتری<br /><br />در اینجا بود که جان به توماس پیشنهاد داد که این برنامه را به نرم افزاری تجاری تبدیل کنند. توماس در این باره چنین گفته است: &laquo;تازه ازدواج کرده بودم و کمک هزینه تحصیلی هم داشت تمام می شد. احسا سمی کردم که باید فشاری برای تمام کردن این کار بگذارم و بعد از آن به دنبال کار بگردم.&raquo; در اوایل سال 1988 توماس به خودش شش ماه وقت داد تا این نرم افزار را کامل کند و به طور همزمان جان به بازاریابی آن در سیلیکون ولی مشغول شد. بسیاری از شرکت ها زا محصولی که جان به آنها معرفی کرده بود خوش شان آمد اما فقط یک شرکت به نام بارنی اسکن بود که توجه بیشتری به این نرم افزار نشان داد و حاضر شد که آن را با نام &laquo;فتوشاپ&raquo; به همراه دستگاه های اسکنر اسلاید خود به فروش برساند. در مجموع 200 نسخه فتوشاپ به همراه این دستگاه ها فروخته شد.<br /><br />در سپتامبر سال 1988 بخت خوش به برادران نول رو آورد. جان، نسخه ای نمایشی از نرم افزار را در شرکت ادوبی به نمایش گذاشت و آنها شیفته این محصول شدند. خیلی زود قراردادی بین آنها بسته شد و پس از 10 ماه کار، فتوشاب 1.0 در فوریه سال 1990 به بازار عرضه شد. توماس چنان گرفتار تولید این محصول شده بود که دیگر فرصت نکرد پروژه دانشگاهی خود را به پایان برساند. جان به شغلی که در شرکت ILM داشت ادامه داد و مسئولیت جلوه های ویژه فیلم های بزرگی مانند مأموریت ناممکن، پیشتازان فضا و جنگ ستارگان را برعهده گرفت. گلن نول نیز همچنان تدریس در دانشکده مهندسی دانشگاه میشیگان را ادامه داد؛ البته تاریکخانه ای را که در خانه خود داشت کنار گذاشت و به جای آن از فتوشاپ برای ویرایش تصاویر استفاده کرد.<br /><br /><br /></p>]]></description>
<category><![CDATA[مطالب خواندنی]]></category>
<dc:creator>vanda</dc:creator>
<pubDate>Mon, 28 Nov 2011 09:53:58 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>لطفا پیدا کنید! Liu Bolin</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.vandaclick.com/readable/1286-لطفا-پیدا-کنید!-Liu-Bolin.html</guid>
<link>http://www.vandaclick.com/readable/1286-لطفا-پیدا-کنید!-Liu-Bolin.html</link>
<description><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p>همیشه قدرت استتار در حیوانات حافظ جان آنها بوده است. ولی انسان از این  قدرت برای محافظت از خودش به ندرت استفاده میکند، تصاویر زیر توسط آقای Liu  Bolin هنرمند چینی خلق شده است. او با تلفیق عکس های پشت زمینه و عکس های  گرفته شده از انسان ها در همان نقطه آنها را محو میکند و حالت استتاری  جالبی را برای آنها به وجود می آورد. سعی کنید اشخاص را در تصاویر زیر  پیــــدا کنید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460950_47234_353.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460950_47234_353.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460947_47235_386.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460947_47235_386.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460969_47236_245.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460969_47236_245.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460945_47237_590.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460945_47237_590.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322461007_47238_228.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322461007_47238_228.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460965_47239_491.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460965_47239_491.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322461002_47240_411.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322461002_47240_411.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460993_47241_311.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460993_47241_311.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460979_47242_142.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460979_47242_142.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460924_47243_907.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460924_47243_907.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460942_47244_607.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460942_47244_607.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460930_47246_227.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460930_47246_227.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322461013_47248_864.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322461013_47248_864.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460973_47249_833.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460973_47249_833.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460933_47250_672.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460933_47250_672.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460918_47251_277.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460918_47251_277.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div><br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322461002_47252_179.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322461002_47252_179.jpg" alt='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin ' title='لطفا پیدا کنید! Liu Bolin '  /></a><!--TEnd--></div></p>]]></description>
<category><![CDATA[مطالب خواندنی, گالری تصاویر]]></category>
<dc:creator>vanda</dc:creator>
<pubDate>Mon, 28 Nov 2011 09:49:29 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>رضا یزدانی - ساعت فراموشی</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.vandaclick.com/news/1285-رضا-یزدانی---ساعت-فراموشی.html</guid>
<link>http://www.vandaclick.com/news/1285-رضا-یزدانی---ساعت-فراموشی.html</link>
<description><![CDATA[<p>چند هفته می شود که &laquo;ساعت فراموشی&raquo; آلبوم جدید رضا یزدانی به بازار آمده اما در همین چند روز آنقدر پرسروصدا بوده که توجه خیلی از طرفداران موسیقی پاپ را به خودش جلب کرده.<br /><br />&laquo;ساعت فراموشی&raquo; مانند دیگر آثار رضا یزدانی چند المان مهم دارد؛ اول اینکه جنس ترانه هایش با ترانه هایی که این روزها بورس بازار موسیقی هستند کمی متفاوت است. از ترانه های اجتماعی گرفته تا عاشقانه و حتی فان. جمع کردن همه اینها در یک آلبوم کاری است که کمتر خواننده و موسیقیدانی جرات می کند در کارهایش پیاده کند. البته این تفاوت تنها در ترانه ها نیست. سبک های متفاوتی که او در کارهایش استفاده می کند. از هاردراک گرفته تا فلامینگو. باعث می شود که نتوان او را در یک قالب خاصی گنجاند.<br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460434_48153_830.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460434_48153_830.jpg" alt='رضا یزدانی - ساعت فراموشی' title='رضا یزدانی - ساعت فراموشی'  /></a><!--TEnd--></div><br />مصاحبه ای که می خوانید به فاصله چند ساعت از انتشار آلبوم جدید او انجام شده است. زمانی که آماده می شد تا سر تمرین تئاتر برای آهنگسازی حاضر شود.<br /><br />*یادم هست در مصاحبه های قبلی ات گفته بودی آلبوم جدیدت یعنی &laquo;ساعت فراموشی&raquo; بیشتر سلیقه ها را پوشش می دهد. یعنی از نوجوان تا سالخورده ها و از قشرهای کم درآمد تا پولدارها با آن ارتباط برقرار می کنند. به نظرت به آن هدفی که ترسیم کرده بودی، رسیدی؟<br /><br />شاید صددرصدی که هدف من بود نه ولی 80 درصد اتفاق افتاده. مثلا من در این آلبوم برای اولین بار یک ترک دارم که فلامینگو است. خود این سبک باعث می شود تا یک عده از آدم ها با یک نوع خاص از سلیقه از این آلبوم استقبال کنند یک ترک دیگر دارم که خیلی هاردراک است. درواقع سعی کردم طیف متنوعی از سبک ها را در آلبوم استفاده کنم. از پاپ گرفته تا فلامینکو و هاردراک و خلاصه هر چیزیکه به نظرم خوب می&nbsp; آمد.<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460458_48156_727.jpg" border="0" alt="" /></div>
<div></div>
<br />*این از طیفی که درباره اش صحبت می کنی مربوط به سبک ها&nbsp; می شود. محتواها چطور؟ چطور سعی کردی که همه سلیقه ها و نسل ها را مخاطب آلبوم قرار دهی؟<br /><br />درمورد محتوا هم این تنوع وجود دارد. البته تنها در این آلبوم. اتفاقا این سیاستی است که در همه کارهایم به کار می برم. سعی می کنم هر آهنگ حال و هوا و موضوعی متفاوت داشته باشد. این آلبوم هم دوتا کار نوستالژیک داره که &laquo;سینما&raquo; و &laquo;کافه رویاست&raquo;. کار اجتماعی هست مثل &laquo;کارتن خواب&raquo;. کارهای عاشقانه هست &laquo;مثل بانونی من&raquo;، &laquo;بدون تو هیچم&raquo;، &laquo;وقتی تو رفتی&raquo; و &laquo;آدم یه جایی رو مجبوره&raquo;. همیشه آهنگ اول آلبوم هم یک کار فان بود. &laquo;تیمارستان&raquo; یک کاری است که هم کمی عاشقانه است، هم اجتماعی است و هم فضای فان دارد. &laquo;تو تیمارستان عشقت واژه هام رو بستری کن، شبهام رو لبریز خورشید، روزام رو خاکستری کن&raquo;. ا<br /><br />لبته مثل &laquo;میعادگاه&raquo; در آلبوم قلبی فان نیست. خب تعداد ترک های آلبوم هم زیاد است. کمتر آلبومی را این روزها می بینید که 14 ترک داشته باشد. من می توانستم این را دوتا آلبوم بکنم. اولا که اینجور آدمی نیستم و دستم به کم کارکردن و کم فروشی نمی ره و دوما می خواستم تمام چیزهایی که در ذهنم هست در این آلبوم پیاده کنم. هرچند کاملا محقق نشد، اما فکر می کنم نتیجه خوب از آب درآمد.<br /><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460591_y206.jpg.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460591_y206.jpg.jpg" alt='رضا یزدانی - ساعت فراموشی' title='رضا یزدانی - ساعت فراموشی'  /></a><!--TEnd--></div><br />*با اینکه بیشتر مخاطبانت تو را با موسیقی راک می شناسند اما به نظر می آید در این آلبوم کمتر به فضای راک رفتی.<br /><br />اولا این را بگویم که موسیقی من راک نیست. من همه نوع موسیقی کار می کنم. هر نوع موسیقی که به آن علاقه داشته باشم و به سلیقه ام نزدیک باشد. مثلا قطعه 13 این آلبوم اصلا فلامینکو است. کسی که راک کار می کند که فلامینکو کار نمی کند دیگر. ولی من در این آلبوم کار کرده ام. من همه جور سبکی در کارهایم دارم. آهنگ های پاپ، پاپ-راک، راک و چند سبک دیرگ را در کارهای من می توانید ببینید ولی در کل چون اینها هیچ کدام در موسیقی ما تعریف درست و درمانی ندارد، همه را از دم پاپ می گوییم. خود من هم که می خواهم مجوز بگیرم، در فرم هایی که باید پر کنم سبکم را پاپ می نویسم اما تعرفی که من خودم از سبک موسیقی ام دارم، موسیقی تلفیقی است. تقریبا همه کارهایی که من انجام داده ام، چه آنهایی که خیلی به موسیقی راک نزدیک بوده اند و چه آنهایی که کاملا پاپ بوده اند، باز یک رگه هایی از تلفیق را می توانید در آن ببینید کارهای من را درواقع یک طیفی از سبک ها تشکیل می دهد که از پاپ شروع می شود تا سافت راک و حتی هاردراک هم پیش می رود.<br /><br /><br /><br />*14 ترک به نظرت زیاد نیست؟ حوصله مخاطب سر نمی رود؟<br /><br />اتفاقا بها ین فکر افتادم که ممکن است زیاد باشد و چندبار خواستم که یکی، دو ترک را از آلبوم دربیاورم اما دیدم آلبوم اینطوری که الان هست یک خط داستانی دارد که با درآوردن این ترک ها این خط داسانی از بین می رود. از طرفی هم ممکن بود که به هدف اولم که هدف گرفتن تمام سلیقه ها بود. نرسم در نتیجه فکر کردم ترکیب فعلی بهترین ترکیبی است که می توان داشت.<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460587_nhqqh398ea626tecnxyr.jpg" border="0" alt="" /></div>
<div></div>
<br />*به نظر می رسد در این&nbsp; آلبوم در انتخاب ترانه هم کمی دیدگاهت متفاوت باشد. در آلبوم های قبلی بیشتر از یکی، دو ترانه سرا استفاده می کردی اما در این آلبوم تعداد ترانه سراها خیلی بیشتر هشتند. چه دلیلی وجود داشت که از این همه ترانه سراهای مختلف استفاده کنی؟<br /><br />من در این آلبوم از 12 ترانه سرا استفاده کردم. حسن علی شیری و مهدی ایوبی هرکدام سه ترانه دارند و بقیه هرکدام یک ترانه. خیلی هایشان را تا همین چند وقت پیش که مراسم رونمایی از آلبومم بود، اصلا ندیده بودم. یکی از آبادان آمد، یکی از اصفهان، یکی از انزلی. من فقط تلفنی با اینها در ارتباط بودم. این ترانه ها را از بین چندصد ترانه پیدا کردم که هاز مسیرهای مختلفی به دستم رسیده بود.<br /><br />*یعنی تا این حد در انتخاب ترانه سخت گیر هستی؟<br /><br />شاید باورتان نشود، ولی من این چند ترانه را از بین چندهزار ترانه انتخاب کرده ام. بیشتر تولید این آلبوم به انتخاب ترانه و تصحیح و ترکیب آن با آهنگ ها گذشت. من بسیار روی ترانه سخت گیر هستم. به نظرم ترانه، مهم ترین بخش یک آهنگ است. من در یک آلبوم برای انتخاب یک ترانه بیچاره می شوم. واقعا برای انتخاب ترانه زحمت می کشم. مخصوصا الان که دیگر با یک ترانه سرا کار نمی کنم و از ترانه سراهای مختلفی ترانه می گیرم، کارم چند برابر شده است. مثلا من در این آلبوم جدیدم باید دو کار نوستالژیک داشته باشم و یک قشر خاص نوستالژی بازها را هدف بگیریم، سه تا کار عاشقانه متفاوت داشته باشم، دوتا کار فان داشته باشم مثل &laquo;میعادگاه&raquo; در آلبوم قبلی ام، بعد تازه اگر ترانه خوشم می آمد می رفتم سراغ ادیت کردن بعضی از این ترانه هایی که در این آلبوم می بینید بارها و بارها ادیت شده اند. بعضی وقت ها خودم به ترانه سرا گفته ام که باید اینجای ترانه عوض شود یا اگر اینجایش اینجوری شود بهتر است. چیزی که در آلبوم می شنوید شاید با اصل ترانه خیلی فاصله داشته باشد. این حاصل ساعت ها سر و کله زدن من و ترانه سراهاست.<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460595_d8b9daa9d8b3-d8b1d8b6d8a7-db8cd8b2d8afd8a7d986db8c-d8a2d984d8a8d988d985-d8b3d8a7d8b9d8aa-d981d8b1d8a7d985d988d8b4db8c-240x300.jpg" border="0" alt="" /></div>
<div></div>
</p>
<p><br />*خودت هم یک ترانه در این آلبوم داری.<br /><br />بله. البته برای اولین بار است که این جسارت را انجام دادم که خودم برای کارم ترانه سرایی کنم ترک هشت آلبوم.<br /><br /><br /><br />*چند وقت پیش یک آلبوم منتشر شد به نام &laquo;خاص&raquo; که یکی از ترک هایش هم متعلق به تو بود. حالا جدای از حرف و حدیث هایی که بعد از انتشار آلبوم به وجود آمد، ترکی که تو خوانده بودی طبق نظرسنجی ها بهترین ترک این آلبوم شناخته شده بود. به نظر خودت &laquo;خاص&raquo; تجربه موفقی بود؟<br /><br />آلبوم های گروهی یک سری معایت دارد و یکسری محاسن. من احساس کردم که آنجا باید باشم دلایل خاص خودم را داشتم حالا شاید گفتن این دلایل دوباره باعث حرف و حدیث شود و من این را دوست ندارم. اما در کل برای من تجربه خوبی بود.<br /><br />*همین طور بزرگداشت محمد نوری؟ با اینکه اجرای تو در یادمان نوری باتوجه به سبک متفاوتی که داری، دور از ذهن ترین چیزی بود که می شد تصور کرد.<br /><br />در آن کنسرت هم من سبک خودم را داشتم. یعنی با اینکه قرار بود آثار استاد نوری را اجرا کنیم، بازهم من سعی کردم این کار را به روش خودم انجام بدهم. اگر هم دقت کرده باشید، در آن کنسرت من لحن همیشگی خودم را داشتم. درستش هم همین است. در کشورهای دیگر هم وقتی برای یک هنرمند بزرگ بزرگداشت می گیرند. همه هنرمندان با سبک خودشان آثار آن هنرمند را اجرا می کنند. اگر قرار باشد که همه ادای استاد نوری را دربیاوریم که کار جالبی نمی شود. اگر بنا بر این بود که شاگردان آقای نوری بودند و دیگر دلیلی نداشت من در آن کنسرت شرکت کنم.</p>
<p><div align="center"><!--TBegin--><a href="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460646_yazdani20056.jpg" onclick="return hs.expand(this)" ><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/thumbs/1322460646_yazdani20056.jpg" alt='رضا یزدانی - ساعت فراموشی' title='رضا یزدانی - ساعت فراموشی'  /></a><!--TEnd--></div></p>]]></description>
<category><![CDATA[خبرها]]></category>
<dc:creator>vanda</dc:creator>
<pubDate>Mon, 28 Nov 2011 09:44:15 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>مهناز افشار یک بازیگر متفاوت</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.vandaclick.com/news/1284-مهناز-افشار-یک-بازیگر-متفاوت.html</guid>
<link>http://www.vandaclick.com/news/1284-مهناز-افشار-یک-بازیگر-متفاوت.html</link>
<description><![CDATA[<p>مهناز افشار از طریق موقعیتي عجیب و پیچیده &zwnj;به عرصه بازیگری سینمای ایران وارد شد.<br /><br />در شرایطی خاص و به دلیل محدودیت&zwnj;های بخشی از چهره&zwnj;های قبل از انقلاب، با پشتوانه شباهت بسیارش به یکی از ستاره&zwnj;های بزرگ و محبوب موسیقی و سینما شروع به کار کرد. شاید این موقعیت به تصور عده&zwnj;ای شانس و اقبال بلند یک نفر باشد یا یک ویژگی خدادادی كه برایش نه تلاشی شده و نه نیازمند قریحه و توانایی خاصی بوده است. این فقط یک ور ماجراست.<br /><br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460279_48884_765.jpg" border="0" alt="" /></div>
<div></div>
<br /><br />&nbsp;بخش سخت&zwnj;ترش اما این جاست که تا مدت&zwnj;ها کسی حتی کنجکاو دانستن نام اصلی این بازیگر هم نبود و فردیت و هویت اختصاصی او زیر عنوان به ظاهر جذاب و مکفی &laquo;همون که خیلی شبیه فلانی&zwnj;یه&raquo; مدفون بود... و پیداست که مهناز افشار برای بیرون آمدن از زیر بار این عبارت معرف و این بهانه ورود چه زحمت و انرژی زیادی صرف کرده است.<br /><br />شاید بشود این طور گفت که اگر ورودش به سینما به واسطه همین شباهت ظاهری آسان بود، مسیرش و امکان تداومش و از آن مهم&zwnj;تر به دست آوردن فردیت و شخصیت ویژه و منحصر به فرد برایشخیلی دشوارتر از دیگرانی بود که بدون این ماجراهای فرامتنی و حاشیه&zwnj;ای وارد دنیای بازیگری شدند.<br /><br /><br /><br />به همین دلایل و با اتکا به همین انگیزه ابتدایی بود که خیلی ها تصور نمی&zwnj;کردند تشخصِ حضورِ مهناز افشار در سینما فراتر از این شباهت ظاهری برود و امیدی به پیشرفت و دست و پا کردن نام و اعتباری سوای خاطره و نوستالژی حضور یک ستاره خاموش روی پرده&zwnj;های سینما داشته باشد. حالا سال&zwnj;ها از غوغای &laquo;شور عشق&raquo; و چند فیلم گمنام و بی&zwnj;تاثیر دیگر گذشته و کسی خیلی یادش نیست که اين ستاره / بازیگر خوب و مطمئن این روزهای سینمای ایران چه مسیری را تا رسیدن شهرت و اعتبار امروزی طی کرده است.</p>
<p><br /><br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460304_48885_513.jpg" border="0" alt="" /></div>
<div></div>
&nbsp;کسی نیازی نمی بیند که بپرسد این بحران و دغدغه ی هویتی که ناخودآگاه روی سال های اولیه حضور افشار در سینما سایه انداخته بود، تا چه حد خطرناک و کشنده بوده و خیلی محتمل بود که هر بازیگری را از پا بیندازد و بعد از چند فیلم بی حاصل به ناامیدی و افسردگی و کنار رفتن بکشاند.<br /><br />به&zwnj;شخصه خیلی کنجکاو فهمیدن این مسیر دشوار و پروسه پیچیده &zwnj;هستم که مهناز افشار در خودش و خلوتش طی کرد تا به این جا رسید. این جایی که موقعیتی منحصر به فرد برای بازیگری در حد و اندازه&zwnj;های سینمای محدود ایران است؛ این که همزمان هم در جدول پرفروش&zwnj;های سال صدرنشین گیشه باشی و عکس و خبرهایت نشریات و فضای مجازی را پر کند و هم در فهرست قابل توجهی از آثار مستقل و جریان متفاوت سینمای ایران بازی کنی و برای حضوری نظرگیر و شاخص در میان چند چهره شاخص بازیگری در یک فیلم به حق سیمرغ بلورین بازیگری نصیب ببری.<br /><br /><br /><br />&nbsp;پوپک و مش ماشاالله (کمدی عامه پسند بفروش )، کلاغ پر(رمانس جوان پسند )، کارگران مشغول کارند (فیلم متفاوت منتسب به سینمای هنری و رکوردار حضور و جایزه در جشنواره های جهانی)، شبانه روز (فیلم تجربی درگیر با مسائل ممیزی و توقیفی)، قصه پریا (ملودرامی قراردادی و فیلم ژانر) و سعادت آباد (سینمای میانه فرهنگی با گوشه چشمی به مخاطب عام) نام های متنوع و بی ارتباطی هستند که تمام طیف ها و شاخه های متفاوت و متنوع فیلمسازی در ایران را در بر می گیرند که تنها فصل مشترکشان برای فهرست&zwnj;شدن در کنار هم حضور مهناز افشار در فهرست بازیگرانش است.</p>
<p><br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460327_48883_338.jpg" border="0" alt="" /></div>
<div></div>
&nbsp;رسیدن به چنین موقعیتی با توجه به شیوه ورود به سینما می&zwnj;تواند امتیاز و اعتباری مضاعف برای بازیگر به همراه داشته باشد و از آن مهم&zwnj;تر این که می&zwnj;تواند امکان مقایسه مهم و راهگشایی بین وضعیت کنونی مهناز افشار با بازیگران و ستاره های زن دیگر این سینما پیش بیاورد که هر کدام&zwnj;شان برای رسیدن به فقط یکی از این موقعیت&zwnj;ها و شاخه&zwnj;های متنوع، خودشان و موقعیتی را که داشتند به باد سپردند و سر از ناکجاآبد درآوردند.</p>]]></description>
<category><![CDATA[خبرها, مطالب خواندنی]]></category>
<dc:creator>vanda</dc:creator>
<pubDate>Mon, 28 Nov 2011 09:38:41 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>10 رژیم رایج لاغری</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.vandaclick.com/health/1283-10-رژیم-رایج-لاغری.html</guid>
<link>http://www.vandaclick.com/health/1283-10-رژیم-رایج-لاغری.html</link>
<description><![CDATA[<p>به جای پرداختن به یک مورد خاص کاهش وزن، سراغ یک سوژه داغ، عام و پرطرفدار رفته ایم؛ &laquo;مقایسه 10 رژیم پرطرفدار لاغری&raquo;. <br /><br />بررسی های جدید نشان داده است وزن یک سوم افرادی که برای کاهش وزن رژیم می گیرند، فقط چند هفته بعد از قطع رژیم، بیشتر از وزن قبل می شود. همچنین تجربه نشان داده است در رژیم های خیلی سفت و سخت که با ترکیب غیرعادی غذاها باعث می شوند فرد در مدت کوتاه وزن کم&nbsp; کند، این احتمال وجود دارد که بعد از مدتی انگیزه اولیه از دست برود و دوباره وزن فرد اضافه شود. <br /><br />اگرچه رژیم های مختلفی برای کاهش وزن وجود دارد اما انتخاب رژیم کاهش وزن مناسب کار آسانی نیست. میزگرد این هفته به بررسی پرطرفدارترین رژیم های کاهش وزن، ویژگی ها، مزایا و معایب، راحتی اجرا، هزینه، کنترل گرسنگی و مهم تر از همه تاثیرشان بر سلامت و نظر متخصصان درباره عوارض و آسیب هایی که ممکن است به بدن برسانند، اختصاص دارد.<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460072_47728_455.jpg" border="0" alt="" /></div>
<div></div>
<br />1 &ndash; رژیم یک روز درمیان<br /><br />در این رژیم 2 نوع برنامه انتخابی وجود دارد، یکی روزهای عادی و یکی روزهای سبز. در روزهای سبز می توانید آزادانه و به مقدار نامحدود از گروه سبزی ها، میوه ها، حبوبات و غذاهای نشاسته ای مانند پاستا، سیب زمینی و برنج استفاده کنید. در روزهای عادی هم می توانید پروتئین بیشتری بخورید و خوردن غذاهایی مانند ماهی، گوشت، میوه و سبزی هم آزاد است. نکته مهم اینجاست که بین روزهای سبز و روزهای عادی تعادل برقرار باشد. اگر تعداد روزهای سبز بیشتر شود، برنامه غذایی کم چرب کمک می کند میزان کالری های دریافتی به شدت کاهش یابد و وزن کم شود.<br /><br />مزایا: داشتن رژیم غذایی کم چرب، تشویق به مصرف میوه و سبزی.<br /><br />معایب: به دلیل اینکه برنامه دقیقی وجود ندارد، ممکن است باعث کاهش وزن نشود. اگر روزهای عادی بیشتر از روزهای سبز باشد، مصرف پروتئین زیاد و کربوهیدارت کم می شود و تعادل تغذیه ای به هم می خورد.<br /><br />2 &ndash; رژیم اتکینز<br /><br />در این رژیم با مصرف غذاهای پروتئین مانند ماهی و تخم مرغ و غذاهای پرچرب مانند خامه، کره و پیز در مجموع فرد کالری کمتری دریافت می کند. کربوهیدارت هایی مانند نان، برنج، سیب زمینی، شکلات، چیپس، غلات و شکر هم به شدت محدود می شوند. مصرف زیاد چربی یک خطر بهداشتی است. این رژیم کاملا با رژیم غذایی مناسب و شیوه زندگی سالم تفاوت دارد. هرچند بررسی ها نشان داده اند بیشتر افراد با رژیم کم کربوهیدرات مانند رژیم اتکینز وزن کم می کنند و کاهش وزنشان به کاهش فشار خون، قند و سطح کلسترول خون کمک خواهد کرد، اما کاهش وزن باید به روش درست انجام شود و از نظر تغذیه ای ویتامین ها، مواد معدنی و سایر مواد مغذی مورد نیاز بدن تامین شوند.<br /><br />مزایا: کاهش مقدار کالری دریافتی و درنتیجه کاهش وزن.<br /><br />معایب: اطلاعات کم درباره تاثیرات طولانی مدت این رژیم بر سلامت، نداشتن تعادل تغذیه ای، نامناسب بودن برای خانم های باردار، بیمارن کلیوی و افراد مبتلا به نقرس، دریافت چربی اشباع زیاد، هزینه بالا و احتمال ایجاد یبوست.<br /><br /><br /><br /><br /><br />3 &ndash; رژیم نمایه گلایسمی<br /><br />در این رژیم، غذاهای کربوهیدارتی بر حسب اینکه چقدر سریع قند خون را بالا می برند، دسته بندی می شوند. غذاهایی که شاخص گلایسمی پایین دارند، باعث می شوند فرد زمان طولانی تری احساس سیری کند و در نتیجه وزنش کنترل شود. نتایج تحقیقات نشان داده اند این رژیم آثار خوبی بر سلامت دارد و باعث کاهش سطح چربی و قند خون و تنظیم انسولین می شود و با کاهش کالری دریافتی روزانه، وزن پایین می آید.<br /><br />مزایا: یک برنامه غذایی سالم و مناسب است که می توان مدت طولانی آن را رعایت کرد؛ احتمال احساس گرسنگی کم است؛ تامین نیازهای تغذیه ای و نداشتن نیاز به مصرف مکمل.<br /><br />معایب: باید به اندازه وعده های غذایی توجه کرد (هرچند این موضوع درمورد مصرف غذاهایی با نمایه گلایسمی پایین آسان است).<br /><br />مقدار قند و نان سفید باید محدود شود.<br /><br />4 &ndash; تغییر وعده ها با محصولات رژیمی<br /><br />در این رژیم، بسته های غذایی رژیمی با کالری و مواد مغذی مشخص، جایگزین 2 وعده اصلی در روز (اغلب صبحانه و ناهار) می شوند و فرد می تواند یک شام معمولی با 600 کیلو کالری و 2 یا 3 میان وعده کم چرب مانند میوه و سوپ بخورد. این روش، دریافت کالری را کم می کند و باعث کاهش وزن می شود ولی برای تغذیه سالم مناسب نیست. البته نتایج بررسی ها نشان داده اند، این رژیم برای برخی افراد که راحت با تغییر در عادت های روزانه هماهنگ می شوند، می تواند مناسب باشد.<br /><br />مزایا:&nbsp; یک راه&nbsp; آسان برای کاهش وزن بدون برنامه ریزی دقیق برای وعده ها، دریافت ویتامین ها و مواد غذایی موردنیاز (چون محصولات رژیمی اغلب با ریزمغذی های مختلف غنی شده اند).<br /><br />معایب: بیشتر اوقات حمایت و مشاوره ای وجود ندارد. اطلاعاتی درباره اینکه چطور می توان عادت های غذایی را در طولانی مدت تغییر داد، وجود ندارد. ممکن است فرد از انتخاب های محدود غذایی خسته شود.<br /><br />5 &ndash; رژیم سم زدایی<br /><br />این رژیم کاهش وزن بر پایه این تئوری است که بدن مدام با سموم مختلف مانند آفت کش ها، مواد افزودنی و غذاهای چرب مواجه است و باید این سموم از بدن دفع شوند. طول مدت رژیم متفاوت است و گروه های غذیای اصلی شامل میوه های ارگانیک، سبزی ها، آبمیوه، چای گیاهی، برنج و مقدار زیادی آب هستند. اساس این رژیم، مصرف غذاهای کم کالری است و از آنجا که برخی گروه های غذایی در آن ممنوع هستند، باعث عدم تعادل تغذیه ای می شود. رعایت آن خیلی سخت است و برای کاهش وزن راه های آسان تر، بهتر و متعادل تری وجود دارد.<br /><br />مزایا: کاهش وزن سریع، مصرف زیاد میوه و سبزی<br /><br />معایب: به دلیل مصرف غذایی پرفیبر، احتمال نفخ وجود دارد. باعث تغییر عادت های غذایی در طولانی مدت نمی شود. هماهنگ شدن با چارچوب سفت و سخت این رژیم مشکل است و فقط در زمان کوتاه می توان آن را اجرا کرد.</p>
<p><br /><br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.vandaclick.com/uploads/posts/2011-11/1322460113_47727_605.jpg" border="0" alt="" /></div>
<div></div>
6 &ndash; تفکیک گروه های غذایی<br /><br />در این روش نباید غذاهای خاص باهم خورده شوند. مثلا غذاهای پرپروتئین مانند ماهی، گوشت قرمز و تخم مرغ و لبنیات و غذاهای پرکربوهیدرات مانند نان، برنج، پاستا و سیب زمینی را نباید با هم مصرف کرد. البته شواهد علمی برای اینکه گروه های غذایی باید جدا خورده شوند، وجود ندارد اما این کار باعث منع مصرف غذاهای چرب و شیرین و درنتیجه کاهش کالری دریافتی و پایین آمدن وزن خواهد شد.<br /><br />مزایا: مصرف بیشتر میوه و سبزی<br /><br />معایب:&nbsp; در برخی برنامه ها، مصرف لبنیات و گوشت قرمز ممنوع است که می تواند تعادل تغذیه ای را برهم بزند. غذا خوردن بیرون از خانه سخت است و باید خودتان آشپزی کنید، چون بیشتر غذاها از ترکیب گروه های مختلف غذایی تشکیل شده اند.<br /><br /><br /><br /><br /><br /><br />7 &ndash; رژیم پایش وزن<br /><br />این نوع رژیم مبتنی بر سیستم امتیازی است. به هر غذا بر حسب مقدار کالری و ارزش غذایی اش امتیاز داده می شود و هرکس با توجه به وزنی که می خواهد کم کند، می تواند در هر روز امتیاز مشخصی دریافت کند. ثابت شده است ثبت منظم آنچه خورده می شود، به کاهش و کنترل وزن کمک می کند. در این روش بر شرکت در کلاس های جمعی و افرادی در شرایط مشابه تاکید شده و حمایت کلید موفقیت در آن است.<br /><br />مزایا: تغییرات طولانی مدت در عادت های غذایی، بهره مندی از محیط حمایتی و گروهی، تاکید بر کاهش وزن آرام و معقول.<br /><br />معایب: رعایت رژیم غذایی مشخص برای همه آسان نیست. گاهی شمارش امتیازها باعث وسواس می شود و همچنین چشم پوشی از برخی غذاهای خاص می تواند آزاردهنده باشد.<br /><br />8 &ndash; رژیم کم چرب<br /><br />همه چربی ها کالری زیادی دارند، بنابراین در رژیم کم چرب، میزان کالری دریافتی به شدت کم می شود. در این رژیم مصرف خوراکی هایی مانند کره، روغن، مارگارین، مایونز، چیپس، شکلات و پنیر محدود و درصورت امکان با انواع کم چرب جایگزین می شود. رژیم کم چرب شروع خیلی خوبی برای تغذیه سالم و کاهش وزن است. البته باید به این موضوع توجه کرد که در مصرف غذاهای کم چرب که مقدار زیادی نمک یا شکر دارند، زیاده روی نشود.<br /><br />مزایا: حذف چربی، کالری دریافتی و وزن را کم می کند. فرد به خوردن میوه و سبزی تشویق می شود.<br /><br />معایب: ممکن است مواد قندی زیاد خورده شود و به دندان ها آسیب برسد. به همین دلیل برچسب غذاها باید به دقت خوانده شوند زیرا کم چرب بودن لزوما نشانه پرکالری بودن نیست.<br /><br />9 &ndash; مکمل های رژیمی<br /><br />انواع مختلف مکمل ها برای افرادی که می خواهند وزن کم کنند وجود دارد که ادعا می شود می توانند چربی ها را بسوزانند، متابولیسم را بالا ببرند یا جلوی اشتها را بگیرند. مواد تشکیل دهنده، اطلاعات و دستورالعمل استفاده از این محصولات باید به دقت موردتوجه قرار بگیرند. برخی مکمل ها فقط وقتی نتیجه می دهند که با ورزش و کنترل کالری دریافتی همراه باشند. اغلب در ادعاها افراط می شود و متاسفانه برخی افراد به اشتباه این ادعاهای نادرست را باور می کنند درحالی که هیچ راه معجزه آسایی برای کاهش وزن وجود ندارد و در کنار این مکمل ها باید دریافت کالری را کم و فعالیت بدنی را بیشتر کرد.<br /><br />معایب: استفاده از مکمل ها در دوران بارداری و شیردهی ممکن است عوارضی داشته باشد و نباید بدون مشورت پزشک مصرف شوند. اغلب ادعاهای تولیدکنندگان غیرواقعی است. اطلاعات روی برچسب مکمل ها باید به دقت مطالعه شوند چون اغلب همراه آنها رژیم کم کالری و ورزش توصیه می شود که خودشان به تنهایی وزن را کم می کنند. هزینه بالایی دارند و بهتر است به غذایی که می خورید، توجه و برای غذای سالمی مانند سبزی، میوه و غلات هزینه کنید.<br /><br />10 &ndash; رژیم کم کالری همراه ورزش<br /><br />یک رژیم سالم کم چرب حاوی میوه و سبزی زیاد و غذاهای نشاسته ای کم، شیر و محصولات لبنی و گوشت کم چرب با الگوی مشخص 3 وعده اصلی در روز و چند میان وعده کم چرب است. این رژیم یکی از بهترین روش های کاهش وزن محسوب می شود که در آن بر فعالیت بدنی و ورزش تاکید می شود. عادت به مصرف غذاهای کم چرب ممکن است کمی طول بکشد اما احتمال گرسنگی در این رژیم کم است و مصرف غذاهای سالم در برنامه افزایش پیدا می کند.<br /><br />مزایا:&nbsp;&nbsp; سیرکننده است و حس گرسنگی در آن کم است. تشویق به مصرف وعده های منظم غذا و تشویق به فعالیت بدنی برای کاهش وزن از دیگر مزایای این رژیم هستند.<br /><br />معایب: مصرف چربی در این رژیم خیلی کم است و در طولانی مدت نمی توان آن را رعایت کرد. اگر خیلی سخت گرفته شود، ممکن است فرد به مصرف مواد قندی و شکر زیاد تمایل پیدا کند. این مشکل در افرادی که رژیم های کم چرب می گیرند، شایع است.</p>]]></description>
<category><![CDATA[پزشکی و سلامت]]></category>
<dc:creator>vanda</dc:creator>
<pubDate>Mon, 28 Nov 2011 09:35:21 -0600</pubDate>
</item></channel></rss>
